signs

دلنوشته ها

مسئولیت
نویسنده : mohammadreza fahmizee - ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٤/٦
 

مسئولیت

 

"اول ازهمه بگم این یک یادداشت کاملا دوستانه است.متنی که یک دانشجوی رشته روزنامه نگاری برای یک استاد عزیز دوست داشتنی می نویسد.اولین و نزدیک ترین الگویی که در این رشته باهاش روبرو شد."

این بخشهایی از نوشته های یکی از دانشجویانم در پایان جلسه امتحان آخر ترم است که از آنها خواسته بودم نظرشان را در باره کلاس وخود من بنویسند.بدون تعارف و صادقانه.

او مرا دوست دارد و دیگران هم(چه پسر وچه دختر)و این چیزی است که همیشه آرزوی آنرا داشته ام،محبوبیت.اما خدایا چقدر سنگین است باراین مسئولیت.شاید این حرف به نظر خیلیها عجیب باشد و فکر کنند مگر محبوب بودن هم مسئولیت دارد؟ آری،دارد. سپاس این نعمت؛مفید بودن است.یعنی هر چه بیشتر دوستت داشته باشند تو هم باید مفیدتر باشی و من بودم و هستم،به گمان او وخیلیهای دیگر. اما این هنوز حتی نیمی ازآن حدی هم که می خواستم وآرزویم بود، نیست.نیست و شاید نتواند هم بشود چون...چون...من غمگینم.چیزی که شاید هیچکس باور نکند و چقدر دردناک است که من هم نمی توانم به کسی بگویم و ناچار از ادامه ایفای این نقش تکراری آدم شاد هستم.

خداوندا مددی کن که تنها قدرت مهر تو می تواند طلسم این اندوه دیرپا را بشکند و مرا در مسیر الهی زندگی ام با توان بیشتری به پیش براند.