signs

دلنوشته ها

آرمانگرایی و ترس
نویسنده : mohammadreza fahmizee - ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۸/۱٤
 

آرمانگرایی و ترس

 

مهرداد شهسوارزاده خواننده پاپ جوان کشورمان از دوستان قدیمی و خوب من است. مدتها بود  که از من خواسته بود مطلب کوتاهی درباره خودش برای سایتش(که در دست طراحی بود)بنویسم و من پرهیز می کردم،به بهانه های مختلف و همراه با آن فروتنی های دروغین تاریخی همیشگی که:ای بابا ما که سواد این چیزها را نداریم و در حدی نیستیم و از این حرفها که البته چندان هم بیراه نبود اما نه در این حد.بهرحال این یک سوی قضیه بود و سوی دیگر آن شاید وسواس و ایده آل گرایی من که می خواستم این نوشته کوتاه به اندازه کارهای مارکز و کازانتزاکیس و کوندرا و تمام بزرگان ادبیات دنیا شاهکار باشد بدون اینکه به اندازه آنها زحمت کشیده و تلاش کرده باشم.

شوربختانه  این یکی از ویژگیهای بد ما ایرانیهاست که می خواهیم از همه بالاتر و برتر باشیم بدون اینکه برای این بزرگی زحمتی بکشیم و به قول معروف اسباب بزرگی همه آماده کنیم.این ترس و تنبلی تاریخی باعث میشود که همواره در همان پله اول باقی بمانیم.گفتم ترس یاد ترس دیگری افتادم که دست و پاگیر من در نوشتن این مطلب بود.ترس از اینکه بگویند دارم نون قرض میدهم و......که اینگونه نیست اماشوربختانه ما عادت کرده ایم و آموخته ایم که زندانی اندیشه و نگاه دیگران باشیم چون  چگونه دیده شدن برایمان مهمترازچگونه بودن است.بنابراین من آسمون و ریسمون را بهم بافتم تا چیزی ننویسم اگرچه که بالاخره هم نوشتم.