signs

دلنوشته ها

زیبایی
نویسنده : mohammadreza fahmizee - ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢۸
 

زیبایی

"خب،گفتم که تو متروام دیگه،باشه،خیلی خب،بهت زنگ می زنم،نمی دونم..."

تلفنش قطع نمی شد.تا حرفش تموم می شد دوباره زنگ می خورد.مترو خیلی شلوغ بود و از اونجایی که من نشسته بودم تنها چهره اش را اونم به سختی می تونستم ببینم.

به نظر نمی آمد 13،14 سالش بیشتر باشد.صورتی گندمگون،گونه هایی فرو رفته،موهایی خرمایی و چشمهای درشتی داشت که شیطنت و معصومیت در آن واحد توش موج می زد. کلاً قیافه شیرین و دلنشینی داشت.

قطار به ایستگاه هفت تیر رسیده بود و خیلی ها پیاده شدند.حالا دخترک را بهتر می تونستم ببینم چون درست روبروم ایستاده بود و می خواست ازش فال بخرم.


 
 
حسرت ابدی ایرانی ها
نویسنده : mohammadreza fahmizee - ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٥
 

 حسرت ابدی ایرانی ها

روزنامه همشهری امروز(5 دی) در صفحه آخر خود عکسی انداخته بود از روستایی به نام "زرآباد" در جنوب باختری زاهدان که در توضیح آن نوشته بود:"محل برخورد کویر،جنگل و دریا"

واقعاً در تمام دنیا چه تعداد مکان مشابهی با چنین ویژگیهای استثنایی وجود دارد؟ درحالیکه ما در کشورمان تنوع بالایی از جاذبه های گردشگری در شاخه های گوناگون را داریم.مکان های فراوانی با قدمت تاریخی بسیار بالا(در حالیکه خیلی از آنها به دلایل گوناگون از بین رفتند)،مکان های طبیعی از جمله چشمه های فراوان آب گرم با قابلیت های درمانی،وجود همزمان چهار فصل،سنت های جذاب تاریخی گردشگر پسند و.... بنحویکه با یک مدیریت درست و حتی با حفظ شئونات اسلامی بی اغراق می توانستیم به اندازه درآمد صادرات نفتمان از این حوزه درآمد داشته باشیم.مگر ترکیه چه دارد که سالانه رقم بالایی از درآمدش از راه گردشگری است؟ همین ژاپن که امروزه یکی از قویترین اقتصادهای دنیا را دارد در زمان امیرکبیر دقیقاً مانند ما 90 درصد مردمش بیسواد بودند و امروزه حکایت ما و آنها حکایت تفاوت ماه من و ماه گردون است.

ظاهراً حسرت باید تا ابد جزئی جدایی ناپذیر از زندگی ما باشد!