signs

دلنوشته ها

معرفی کتاب
نویسنده : mohammadreza fahmizee - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/۳۱
 

دیوانه بازی کریستین بوبن

دیوانه بازی از: کریستین بوبن ، ترجمه" پرویز شهدی ، نشر چشمه ، چاپ هفتم                  
"...می دانی افسردگی یعنی چه؟تا حالا کسوف دیده ای؟خوب این هم مثل آن است:ماه جلو قلب می آید و قلب دیگر نوری از خودش نمی پراکند.روز روشن تبدیل به شب تاریک می شود.افسردگی هم ملایم است و هم ظلمانی..." صفحه 12 

 "...شادمانی و خوشبختی در یک نت تنها نهفته نیست ، شادمانی آن چیزی است که در دو نتی که با هم تلاقی می کنند وجود دارد.بدبختی وقتی است که نت عوضی نواخته می شود ، چون نت شما با نت همسفرتان درهم نمی آمیزد.خطرناک ترین جداییها میان مردم در همین نکته نهفته است نه در جایی دیگر:در ضرب آهنگ ها." صفحه 28
        
"...کوتاهترین فاصله ها،فاصله های عبور نشدنی است..."صفحه 82
"...آنچه آدم نسبت به چیزی احساس می کند،خیلی ناراحت کننده تر از خود آن است..." صفحه 97


 
 
داستانک
نویسنده : mohammadreza fahmizee - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/۳۱
 

دل خوش ...

چهره اش شکسته بود و چین و چروک های زیادی داشت.اگر می خواستی بر مبنای ظاهرش قضاوت کنی،سنش خیلی بالا می زد اما معلوم بود اینجوری نیست، 40 یا 45 ، حداکثر.چون دل خوشی داشت و شاد بود.واسه خودش یکی از اون آهنگهای ریتمی قدیمی را می خوند و تا کمر تو سطل زباله شهرداری برای پیدا کردن ظرف های پلاستیکی.

                                                                 


 
 
نان ها و آدمها
نویسنده : mohammadreza fahmizee - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/۳۱
 

نان ها و آدم ها

خیلی وقت بود تو صف نونوایی منتظر بودم و مشغول مطالعه. اما حالا دیگه تقریبا به اول صف رسیده بودم.شاطر از نفر اولی پرسید: چی می خوای خانم؟ گفت: سه تا یه رو، خشک هم بشه.بعدی: 4 تا دورو پر کنجد، بعدی:دو تا بزرگ سبزیجات، بعدی:5 تا یه رو، بعدی و بعدی و بعدی
یاد بچگیام افتادم، وقتی که با مادربزرگم می رفتیم نونوایی و دو مدل نون بیشتر نداشتیم، ساده و خاشخاشی. مثل همه چیزای دیگه که همین طور ساده بود و بی تنوع. دو تا کانال تلویزیونی بیشتر نداشتیم،دو تا مجله ورزشی بیشتر نداشتیم و... آدمها هم ساده تر بودند و قابل فهم تر.
اما حالا آدم ها خیلی فرق کردند مثل نونها و مثل همه چیزای دیگر این زمونه. پر از رنگ، اما نه طبیعی. جوری که دیگه اصلا نمیشه فهمید چی راسته، چی دروغه، چی جعلیه و چی واقعی
دنیا شده جنگلی از رنگ و نقاب