signs

دلنوشته ها

به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی
نویسنده : mohammadreza fahmizee - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٦
 

روز فردوسی مبارک باد

دیروز روز بزرگداشت فردوسی بود.مردی که عمر خود را صرف کرد تا زبان و فرهنگ ایرانی را زنده نگهدارد و در نتیجه امروز پس از هزار سال که جسمش به زیر خاک رفته است نامش هنوز زنده مانده است.به این انگیزه یکی از  اشعار زیبا و تامل برانگیز او را در زیر آورده ام.راستی ما چگونه زندگی می کنیم؟آیا پس از مرگمان حتی به اندازه یک ساعت هم نام ما در خاطر کسی خواهد ماند؟!!

در این خاک زرخیز ایران زمین

نبودند جز مردمی پاک دین

ھمه دین شان مردی و داد بود

و ز آن،کشور آزاد و آباد  بود

چو مھر و وفا بود خود کیش شان

گنه بود  آزار کس  پیش شان

ھمه  بنده ناب  یزدان  پاک

ھمه دل پر از مھر این آب و خاک

بزرگی به مردی و فرھنگ بود

گدایی در این بوم و بر ننگ بود

کجا رفت آن دانش و ھوش ما

چه شد مھر میھن فراموش ما

که انداخت آتش در این بوستان

کز آن سوخت جان و دل دوستان

چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟

خرد را  فکندیم این سان  زکار

به یزدان که این کشور آباد بود

ھمه،جای مردان آزاد  بود

در این کشور آزادگی ارز داشت

کشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه  بود آنکه بودی دبیر

گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت

نه بیگانه جایی در این خانه داشت

از آنروز دشمن بما چیره گشت

که ما را روان و خرد تیره گشت

از آن روز این خانه ویرانه شد

که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده کدخدایی کند

کشاورز  باید گدایی  کند

به یزدان که گر  ما خرد داشتیم

کجا این سر انجام بد داشتیم

بسوزد در آتش گرت جان و تن

به از زندگی کردن  و زیستن

اگر  مایه زندگی  بندگی ست

دو صد بار مردن به از زندگی ست