signs

دلنوشته ها

معانی ماه های ایرانی
نویسنده : mohammadreza fahmizee - ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱۱
 

معانی ماه های ایرانی

فروردین

فروردین روز نوزدهم هر ماه در گاهشماری خورشیدی است.در اوستا و پارسی باستان "فرورتینام"،در پهلوی "فرورتین" و در فارسی"فروردین" گفته شده که به معنای"فروردهای پاکان" و "فروهرهای ایرانیان" است.به عقیده پیشینیان،ده روز پیش از آغاز هر سال فروهر در گذشتگان،برای سرکشی خانه و زندگی خود به زمین می آیند.به این مناسبت،هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند.فروهران پیش از بر آمدن آفتاب بامداد نوروز،به دنیای دیگر بازمی گردند.

اردیبهشت

اردیبهشت روز دوم هر ماه در گاهشماری خورشیدی است.در اوستا "اشاوهیشتا" و در پهلوی "اشاوهیشت" و در فارسی "اردیبهشت" گفته شده که واژه ای مرکب از دو جزء است:"اشا” به معنی بسیار منبسط،راستی،درستی، تقدس،قانون و آیین ایزدی.جزء دیگر یعنی"وهیشت”،صفت عالی و به معنای بهترین است.بهشت فارسی به معنی فردوس از همین واژه است.در معنی ترکیب واژه اردیبهشت،"مانند بهشت” هم آمده است.

خرداد

خرداد روز ششم هر ماه در گاهشماری خورشیدی است.در اوستا و پارسی باستان "هئوروتات"،در پهلوی"خردات" و در فارسی "خورداد" یا "خرداد" گفته شده که واژه ای مرکب از دو جزء است:"هئوروه" که صفت و به معنای رسا، درست و کامل است و "تات" که پسوند برای نام مونث است.بنابراین "هئوروتات" به معنای کمال و رسایی است.

تیر

تیر روز سیزدهم هر ماه گاهشماری خورشیدی است.در اوستا "تیشریه"،در پهلوی "تیشتر" و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی "تیر" گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی گفته می شود. فرشته مزبور،نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک،از باران بهره مند و کشتزارها سیراب می شود.تیشتر را در زبان های اروپایی "سیریوس" خوانده اند.هر گاه تیشتر از آسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می دهد.

مرداد

مرداد روز هفتم هر ماه در گاهشماری خورشیدی است.در اوستا "امرتات"،در پهلوی و فارسی "امرداد" گفته شده که واژه ای مرکب از سه جزء است:اول"ا” ادات نفی به معنی نه،دوم"مرتا”به معنی مردنی و نابود شدنی  و سوم "تات" که پسوندی برای تآنیث است.بنابراین امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانگی.پس  استعمال واژه مرداد بجای "امرداد" اشتباه است.

شهریور

شهریور روز چهارم هر ماه در گاهشماری خورشیدی است.در اوستا "خشتروئیریه"،در پهلوی "شتریور" و در فارسی شهریور نامیده شده است.واژه ای مرکب از دو جزء است:"خشتر"که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است.جزء دوم هم صفت است از "ور" به معنی برتری دادن."وئیریه" یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعاً یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده.این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است.

مهر

مهر روز شانزدهم هر ماه در گاهشماری خورشیدی است.در سانسکریت "میترا"،در اوستا و پارسی "میثر" و در پهلوی "میتر" و در فارسی،مهر گفته می شود.بیشتر خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند."مهر" واسطه میان آفریدگار و آفریدگان و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است.از دیر باز ایرانیان بر این باور بودند که در این روز کاوه آهنگر علیه ضحاک به پاخواست و فریدون بر اژی دهاک(ضحاک)غلبه کرد. جشن "مهرگان" که از 16 تا 21 مهر برگزار می شده پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانیان بوده است.فلسفه این جشن سپاسگزاری از خداوند به خاطر نعمت‌هایی است که به انسان ارزانی داشته و تحکیم دوستی و محبت میان انسانهاست.

آبان

آبان روز دهم هر ماه در گاهشماری خورشیدی است.در اوستا "آپ" در پارسی باستان "آپی" و در فارسی "آب" گفته می شود.در اوستا بارها "آپ”به معنی فرشته نگهبان آب آمده است.برای جشن گرفتن این روز از سوی ایرانیان دو دلیل ذکر کرده اند:یکی آنکه چون "زو”(یکی از پادشاهان ایران)در این روز پس از جنگ با افراسیاب،او را شکست داد و از ملک خویش بیرون کرد و دیگری آنکه چون پس  از هشت سال که در ایران باران نبارید و تلف شدن و مهاجرت بسیاری از مردم بالاخره در این روز بارش باران آغاز شد.

آذر

آذر روز نهم هر ماه در گاهشماری خورشیدی است.در اوستا "آتر" یا "آثر"،در پارسی باستان و پهلوی "آتر"،و در فارسی "آذر" نامیده می شود.آذر فرشته نگهبان آتش است که در فرهنگ ایران،از پدیده‌های طبیعی ستودنی است چون گرمای زندگی را در کالبد دیگر پدیده‌های هستی جاری می سازد.آفتاب در این ماه در برج قوس یاکماندار قرار می گیرد.

دی

روزهای هشتم و پانزدهم و بیست و سوم هر ماه را به "دی" موسوم بود منتها برای اشتباه نشدن این سه روز با هم نام هر یک را به نام روز پس از آن می پیوستند.یعنی روز هشتم را "دی به آذر” و روز پانزدهم را "دی به مهر” و روز بیست و وسم را "دی به دین"می نامیدند."دی"نام فرشته ای است که تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.در اوستا "دتهوش" در پهلوی "داتار" و در فارسی "دادار"به معنی آفریننده و آفریدگار و غالباً صفت اهورامزدا است."دی"از مصدر"دا”به معنی دادن و آفریدن است.

بهمن

بهمن روز دوم هر ماه در گاهشماری خورشیدی است.در اوستا "وهومنه"،در پهلوی "وهومن"،در فارسی "وهمن" یا"بهمن" گفته شده که واژه ای مرکب از دو جزء است:"وهو”به معنی خوب و "مند” از ریشه "من" به معنی منش. پس یعنی:نیک اندیش و نیک نهاد.در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداوند است.یکی از وظایف بهمن این است که گفتار نیک را تعلیم می دهد و از هرزه گویی باز می دارد.خروس که از مرغکان مقدس به شمار می رود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده،مردم را به بیداری و عبادت و کشت و کار می خواند،ویژه بهمن است.همچنین لباس سفید هم از آن وهمن است.بنا به نوشته ابوریحان بیرونی همه جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است.

اسفند

اسفند روز پنجم هر ماه در گاهشماری خورشیدی است.در اوستا "اسپنتا آرمیتی"،در پهلوی "اسپندر"،در فارسی "سپندارمذ،سفندارمذ،اسفندارمذ،"و گاه به تخفیف "سپندار" و "اسفند" هم گفته شده است.واژه ای مرکب از دو جزء است:"سپند"،که صفت و به معنی پاک و مقدس است و  "ارمئتی" که باز خود مرکب از دو جزء است:اول "آرم" که قید و به معنی درست،شاید و بجا است و دوم "متی" از مصدر "من" به معنی اندیشیدن.بنابراین "ارمتی" به معنی فروتنی،بردباری و سازگاری و "سپنته آرمتی" به معنی بردباری و فروتنی مقدس است.سپندارمذ موظف است که همواره زمین را خرم،آباد،پاک و بارور نگه دارد.هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است و آسایش در روی زمین به دست او سپرده شده است.بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ است.