signs

دلنوشته ها

داستانک
نویسنده : mohammadreza fahmizee - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٤/۳۱
 

دل خوش ...

چهره اش شکسته بود و چین و چروک های زیادی داشت.اگر می خواستی بر مبنای ظاهرش قضاوت کنی،سنش خیلی بالا می زد اما معلوم بود اینجوری نیست، 40 یا 45 ، حداکثر.چون دل خوشی داشت و شاد بود.واسه خودش یکی از اون آهنگهای ریتمی قدیمی را می خوند و تا کمر تو سطل زباله شهرداری برای پیدا کردن ظرف های پلاستیکی.