signs

دلنوشته ها

مخملباف
نویسنده : mohammadreza fahmizee - ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/٢٩
 

خوشبختی

دیشب داشتم فیلم سکس و فلسفه مخملباف را می دیدم.داستان درباره معلم رقصی بود که در سالروز تولد 40 سالگی اش با هر 4 دوست دخترش(که البته هیچکدام هم نمی دانند دیگری وجود دارد)همزمان در سالن رقصش قرار می گذارد.

او دلیل این کارش را افزایش لحظات خوش یا عمر مفیدش می دانست تا درسالروز 40 سالگی اش به 40 ساعت برسد و ازاینرو با کورنومتری(که در بخشهای فلاش بک فیلم که به مرورخاطرات او با دخترها می پردازد در دستش است)به محاسبه این لحظات و دقایق می پرداخت.

صرف نظر ازضعفهایی که فیلم داشت برای من این پرسش بوجود آمد که آیا لحظات خوش و مفید بودن فقط از طریق عشق ممکن است؟و آیا به رابطه ای که منجر به درد و رنج طرف مقابل شود می توان نام عشق نهاد؟ و آیا در اینصورت می توان احساس خوشبختی یا مفید بودن کرد؟واقعأ خوشبختی چیست؟

خوشحال می شوم نظردهید فکر می کنم  بحث جالب و مفیدی بشود.