signs

دلنوشته ها

در حاشیه جشنواره فیلم فجر
نویسنده : mohammadreza fahmizee - ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٥
 

در حاشیه جشنواره فیلم فجر

 

۱۳/۱۱/۸۶: برای نخستین بار در جشنواره امسال به سینمای مطبوعات رفته بودم که یکی از دوستان فیلمساز را پس از مدتها دیدم.مشغول حال واحوال و بحثهای سینمایی بودیم که ناگهان سروکله یکی از دوستان مشترک هم پیدا شد و هنوز سلام و علیک نکرده پرسید:"راستی خانمت چطوره؟" او هم گفت که چندین سال است از هم جدا شدیم و پس از این پرسشهای مسلسل وارش درباره تمام جزئیات قضیه و حتی نام همسر جدید این دوستمان آغاز شد.

 خیلی برایم جالب بود که این بنده خدا حتی یک سؤال هم درباره فعالیتهای سینمایی دوستش نکرد و وقتی حس کنجکاوی اش کاملاً ارضاء شد خداحافظی کرد و رفت.این را می دانم که امثال این آدمها کم نیستند اما با خودم فکر می کردم واقعاً چگونه ممکن است کسانی که درس خوانده اند و در عرصه فرهنگ فعالیت می کنند و قاعدتا باید سطح اندیشه و نگاهشان با آدمهای عادی متفا وت باشد اینقدر افکار و حرفهایشان خاله زنکی باشد؟

۱۵/۱۱/۸۶: امروز" غیر قابل انتشار"آخرین کار "برایان دی پالما" دربخش بین الملل ودر سیتمای مطبوعات به مدت حدود 1 ساعت به نمایش در آمد.زمان اصلی نمایش این فیلم 90 دقیقه است.همین.

۱۷/۱۱/۸۶:نمایش فیلم خواب زمستانی(سیامک شایقی)طبق برنامه قرار بود سر ساعت ۱۵/۱۵ آغاز شود اما وقتی پس از حدود ۲۰ دقیقه تا خیرفیلم شروع شد تا ساعت ۳۰/۱۷ که قاعدتاً باید فیلم تمام می شد ۳ بار به دلیل مشکلات گوناگون فنی فیلم قطع شد. یکی از همکاران می گفت فاطمه معتمد آریا (بازیگر این فیلم) که بخاطر ناراحتی مشغول ترک سالن بود به اوگفت: شما چطور روزنامه نگاری هستید که با این وضع نمایش فیلم هنوز سالن را ترک تکردید؟

این حرف اگرچه بیانگر واقعیت تلخی بود اما از طرفی این واقعیت را هم نمی شود از نظر دور داشت که شاید نصف جمعیتی (وحتی بیشتر)که هر سال به سینمای رسانه های گروهی می آیند یا اصلاً مطبو عاتی تیستند یا عوامل اجرایی(حتی منشی) یک مجله یا نهایتاً جوانان بی دانش و بی تجربه ای هستند که به لطف آشنایی یا رابطه فامیلی وارد یک نشریه شده اند.

واقعیت تلخ تر از دست رفتن جایگاه مفاهیمی مثل: ضابطه تخصص و نظم در کشور ماست نه حرف معتمد آریا که معلول است.

۱۸/۱۱/۸۶:هنگام نمایش فیلم همیشه پای یک زن در میان است (کمال تبریزی) دو نفر جلوی من نشسته بودند که یکی به دیگری می گفت:آقای رـ م (از کارگردانانی که در این چند سال اخیر شهرت و اعتبار زیادی بدست آورده و فیلم آخرش چوایز زیادی برده بود)برای فیلم جدید خود از یکی از تهیه کننده های دولتی فعال در عرصه سینما ۷۵۰ میلیون تومان پول گرفته است در حالی که حدود ۸۰ درصداین فیلم در یک لوکیشن می گذرد و یک بازیگر نقش اصلی هم بیشتر ندارد.

۱۹/۱۱/۸۶:چتد سال پیش خاطرات یک روزنامه نگار رااز سفری ورزشی به دوبی در روزنامه ای ورزشی می خواندم که در بخشی از آن نوشته بود حقوق ماهانه یک خبر نگار ورزشی در آنجا برابر حقوق یک سال خبرنگاران ماست.اینجا یکی از شلوغترین مکانها در سینمای رسانه های گروهی غرفه بانک پاسارگارد است که به تمام خبرنگاران منتقدان و نویسندگان سینمایی دفترچه حسابی حاوی ۵۰۰۰۰ تومان اهدا می کند!!!!

20/11/86:"شما میهمان آبمیوه تکدانه،آبمیوه سن ایچ ،چای گلستان،نسکافه جاکوب هستید.این جمله ایست که مسئو لان این غرفه ها در سینمای رسانه ها(صحرا) با هر بار تحویل محصولاتشان به هر مشتری بطور اتوماتیک عین ماشین تکرار می کنند.خیلی دلم می خواست بدانم مسئولان این شرکتها از تبلیغات چه می دانند؟آیا واقعا فکر می کنند این منت گذاشتن آشکار تبلیغ است ؟!مگرمردم ،خود نام این محصولی را که به رایگان می گیرند نمی بینند؟!!!!!!!