signs

دلنوشته ها

محرم
نویسنده : mohammadreza fahmizee - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۸
 

ثواب به بهای گناه

شیشه های پنجره های خانه مان داشت می لرزید و برای لحظاتی فکر کردم الآن است که فرو بریزند.همسایه طبقه اول،هیئت محل را که طبل و سنجهای خیلی بزرگی داشت دعوت کرده بود که برای شادی روح شوهرش(که چند سالی از فوتش می گذشت) در انتهای کوچه ای بن بست نوحه بخوانند و طبل بزنند و البته با شیرکاکائو و کیک هم که نذرش بود از آنها پذیرایی می کرد.قطعاً آن همسایه به تنها چیزی که آن لحظه فکر می کرد ثواب عملش بود اما واقعاً در کجای اسلام آمده که آزار رساندن به دیگران ثواب است؟مگر ما حدیث نداریم که مسلمان کسی است که دیگران از دست و زبان او در آسایش باشند؟یعنی آزار نرساندن به دیگران آنقدر مهم بوده که آنرا شرط مسلمانی دانسته اند.آیا همه ما این را نمی دانیم یا می دانیم اما در عمل مسلمانی ما آمیخته به نوعی ماکیاولیسمی است که همگی به زبان آنرا مردود می دانیم وتقبیح می کنیم.رفتار این همسایه یا تمام هیئتهایی که تا پاسی از شب با سرو صدای زیاد به سوگواری مشغولند چه تفاوتی با اندیشه ماکیاولی دارد؟اینجا هم اهمیت و تقدس هدف(البته از دید خودشان)هر اقدام و عملی را توجیه می کند.

این گونه رفتارها که ریشه در نوعی دیدگاه خودخواهانه(که فقط هم ویژه مذهب نیست و از نمونه های شاخص آن را در رانندگی می بینیم) نزد ما ایرانیان دارد سالهای درازی است که وجود دارد اما می تواند دیگر وجود نداشته باشد و تغییر کند مشروط بر آنکه دست کم نسل جوان بیاموزند که خرد را جایگزین احساس و منطق را جایگزین خودخواهی کننددر اینصورت مثلاً ماه محرم و واقعه کربلا بجای اینکه بهانه ای برای تحریک احساسات آنها و در نتیجه گریستن و پلو خوردن بشود دلیلی برای اندیشیدن به هدف و پیامهای اقدام امام حسین(ع) می شود.