signs

دلنوشته ها

استکانها
نویسنده : mohammadreza fahmizee - ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۸
 

استکانها

تو ظرفشویی تنها دو تا استکان مونده بود که کنار هم قرار گرفته بودند.یکی قرمز و کمر باریک و خوشگل و دیگری ساده و معمولی.دستی آمد و استکان معمولی را برداشت اما ناگهان دست باز شد و استکان افتاد و شکست.قطره ای از لبه استکان کمر باریک و قرمز آرام به پایین چکید.