نشانه ها(3)

 

نشانه ها(3): عصر عاشورا

چند سال پیش خواب دیدم که عصر عاشوراست  و روز محشر . هوای ابری گرفته و دلگیر مثل بعداز ظهرای روز جمعه. به اهل محل گفته بودند که یه قسمتی جلوی حسینیه جمع بشوند و سپس جلوی مسجد محل.  اسم مسجد محل ما مسجد صاحب الزمان عج هستش همه مردم محل جمع بودن همه مردم غمزده بودن انگار یه غم بزرگی توی چهره مردم بود همه جا رنگ طوسی بود   یک  دستگاه  بزرگ سبز رنگ شبیه  مخازن ... نمیدونم تا حالا ندیدم تو بیداری و  توی اون یه مایع خیلی داغ بود و میگفتند که قیر هست و پیشنماز مسجد مسئول این کار بود یک کاغذی دست ایشون بود که اسامی 17 نفر توی اون نوشته شده بود و به ترتیب شروع به خواندن اسمها کرد همه اسمها اسم مرد بودن نفر آخرو که خوند اسم یک زن بود آنهم اسم من . نمیدونستم که منم جزء اونا هستم آری ..نفر آخر لیست اسم من بود معصومهمحمدی .. یدفه دیدم تو خونه هستم  واز پنجره آشپزخونه بیرونو میدیدم جرات اینکه بیرون برمنداشتم  از ترس آبروم.. نمیدونم چه گناهی کرده بودم که سزاش این بود انقدر گریه کردم.. ضجه زدم.. و انقدر ناله کردم .. هیچ کس تو خونه نبود که منو دلداری بده ..یادمه با دوتا دستام میزدم  تو صورتم میگفتم  خاک بر سرم چرا من مگه من چکار کردم .. از هیبت اون دستگاه خیلی ترسیده بودم باورم نمیشد که منم باید توی اون دستگاه ببرن. یه جوری بود که میدیدم بیرونو دونفروبردن داخل دستگاه  وسوخته و جزغاله بیرون اومدن.نشسته بودم و به دیوار تکیه داده بودم همینجور که داشتم گریه میکردم یه چیزی یادم اومد..خدایا من که اینهمه نماز اول وقت خوندم ..خدایا من که تاصدای اذانو میشنیدم میومدمبه سمت تو خدایا یعنی همه اونا بی اثر،خدایا من مستحق این مجازات نیستم خدایا پسفرق من با بقیه چیه ای خدا.. ای خدا.. یادمه که خدا رو قسم میدادم به ائمه.. زمان میگذشت و به اسم خودم نزدیک میشد . یکباره شنیدم  پیشنمازمون گفت امروز دیگه کافیه..   بقیه بخشیده شدن .. فکر کن من بخشیده شده بودم .. خدایا ..بارالهی..منو به چه بخشیدی به نماز اول وقتم..سجده کردم و خدارو شکر کردم از خوابپریدم . دیدم  چشمانم خیس اشکه..

معصومه محمدی مهر

/ 10 نظر / 33 بازدید
هانیه

سلام خوبید باز م معرفت من شما که یادتون می ره تو دنیای مجازی یه دوست دارید خوشبحالتون درست تموم شد و شدید استاد ماتازه اول راهیم راستی میگم ترم بعد بیا دانشگاه و بشو استاد تمام درسا من غمی نداشته باشم[نیشخند][چشمک]وقت امتحانهاست تااخرین روز خونمون رو هزار بار می کنن تو شیشه ودر می یارن به روزم [ناراحت]

مریم جبیبی

غصه هم خواهد رفت به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت غصه هم خواهد رفت آنچنانی که فقط خاطره ایی خواهد ماند لحظه را دریبابیم باور روز برای گذر از شب کافیست ...

رویا

بازگشتت و بخششت مبارک و خوشا به حالت...

حامد

متن را خواندم . اما متاثر نشدم . به فکر هم فرو نرفتم . شاید بگویید دلت پاک نیست و از این حرفها . اما من ...

حامد

فردا بروز شد . . خواب یک فیلسوف تعبیر دیروز تفسیر امروز . .

معصومه محمدی مهر

درود بر سپيده دم دوازدهم بهمن ...استاد گلم تولدتون مبارك بادا و بادا كه هميشه عمرتان را زندگي كنيد ...بهترين لحظات را برايتان آرزو ميكنم . اميدوارم و اميدوارم كه به زودي زود به آرزوهاي قشنگتون برسيد و من نيز براي شاداب ماندن باغ آرزوهايت دعا ميكنم../م

ایرج کمالی

سلام من پیجرنکم دارم اگه مایلید من را با نام کاروان دل لینک کنید و در قسمت نظرات وبلاگ من بگید با چه نامی لینکتان کنم متشکرم ایرج کمالی

محمد

ما داراي وبلاگي با پيج رنک سه مي باشيم و مايل به تبادل لينک با شما هستيم اگر مايل به اين کار بوديد پس از اينکه لينک ما را در صفحه اصلي سايتتان قرار داديد به ما اطلاع دهيد تا ما نيز لينک سايت شما را در صفحه اصلي وبلاگمان قرار دهيم. مشخصات وبلاگ ما: عنوان لينک: قلم 19 آدرس لينک ما : http://mht19.blogfa.com ما از اين پس تمامي لينک ها را در پايين صفحه اصلي وبلاگمان قرار مي دهيم که با قرار گرفتن لينک شما در آنجا لينکتان در تمامي صفحات وبلاگ نيز نمايش داده مي شود. باتشکر