گنجشک

گنجشک

تا از مترو بیام بیرون به چند نفر تنه زده بودم.حالم خوب نبود،اصلاً خوب نبود.

خدایا تو که مهمترین صفاتت در قرآن بخشندگی و مهربانیست به دادم برس.درمانده شدم.تو را به مهربانی ات قسمت می دهم.کمک...

در حالی که از شدت بارش برف سرم پایین بود و می رفتم یک لحظه چشمم خورد به گنجشکی که روی پیاده رو نشسته بود و من درست از چند سانتی اش رد شدم اما از من نترسید و پرواز نکرد.

/ 59 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غریب دوست

آیا به دنبال راه حلی ساده و عملی برای افزایش آمار وبلاگ یا وبسایت خود هستید؟ آیا به دنبال راه حلی ساده و عملی برای افزایش فروش محصولات خود دارید ؟ آیا از گران بودن قیمت تبلیغات یا فرستادن ایمیل تبلیغاتی خسته شده اید؟ در این مجموعه آموزشی به طرز کاملا عملی به شما یاد میدهیم : 1- چگونه پیج رنکمان را در گوگل بسیار سریع به 10 برسانیم . 2- چگونه بدون ارسال هیچ مطلبی در وبلاگ یا سایتمان روزانه بالغ بر 10000 بازدید کننده داشته باشیم. 3- چگونه بینندگان سایتمان را مجبور بدیدن تبلیغات خودمان و خرید محصولاتمان بکنیم و انگیزه آنها را بتحریک در بیاوریم. 4- چگونه بدون داشتن هیچ لیست ایمیلی شخصی افراد !!! سرور اصلی یاهو را مجبور به ارسال ایمیل تبلیغاتی INBOX ی كنیم 5- چگونه ده ها میلیون ایمیل را مطعلق به ایرانیان را جمع آوری کنیم و آنها را مجبور به دادن ایمیلشان بما بکنیم. بجای اینکه هزاران و میلیونها تومان برای تبلیغ سایت یا محصول خود به سایتهای پر بازدید بپردازی فقط مبلغ بسیار ناچیزی برای خرید این بسته آموزشی صرف کرده و جلوی ضرر و زیان را بگیرید. >>>> http://cdmc.mihanblog.com/post/534 <<&lt

میهن

درود بر استاد گرامی به روز هستم با : روزنامه ام کو ؟

دررودی

اشکها و لبخند ها[گل] از اینکه سر میزنی ممنونم

خادمی

شیتیل یعنی چه ؟ شیتیل پاکتی است همچون پاکت نامه ٬ پاکتی که لزوما به همه تعلق نمی گیرد و مختص به برخی خبرنگاران است ....

میهن

به روزم برای هشتم مارس

خادمی

سلام استاد خوبم چرا کم می نویسی منتظر یه داستانک جدید و زیبا هستم کوچکترین شاگرد شما...

میلاد

سلام استاد مدتی است ازتون خبری نیست. ان شاالله سلامت باشید[لبخند]

نفیسه آذرخش

سلام مفتخرم به اینکه داستانک خوشگل و با احساس شما رو دیدم. مطمئنم که اون لحظه وقتی گنجشک خسته نترسید و پر نگرفت که بره، خدا صداتون رو شنیده بود و گفت بیا من اینجا نشستم، تو نترس و نرو! من مراقبتم! و من ایمان دارم که همه لحظه ها هست، همه جا هست، تو نگاه گربه های پشت در آپارتمان خونه ما که بادرم هر روز بهشون غذا م یده، تو بگهای سبز درخت انجیر که سرش و از پنجره پشتی آشپزخونه آورده تو و بابام هر روز نوازشش می کنه و از وقتی نوازش بابا شروع شده، شاخه انجیر بلند تر شده و کامل توی پنجرا راه پیدا کرده و حالا دیگه نمی توینم پنجره رو ببندیم و من مطمئنم اون گنجشکه کوچک خستگیش که در بره، بریا نفر بعدی حتما میاد رو شاخه هموم انجیر میشینه، نگاه حریص گربه های بامزه هم دلش و نمی لرزونه! و این یک نشانه است.

نفیسه آذرخش

آنروز خدا در نگاه گنجشک کوچک خسته خود را به تو نشان داد. خدایی که به همین نزدیکی است و قرار بود آنروز او را در نگاه گنجشک خسته بیابی، که بی صدا گفت: من اینجا نشسته ام، من هستم، من نمی روم، نمی ترسم، تو هم نترس چون من با توام نزدیک تر از رگ گردن! و این همان خدایی است که در نگاه گربه های کوچولوی بادرم، هست، همان خدایی که در برگ های درخت انجیر پدرم هست که از وقتی نوازشش می کند شاخه هایش بلند تر شده و نمی شود پنجره حیاط پشت آشپزخانه را بست و حتما گنجشک کوچک روی شاخه آن خواهد نشست و از نگاه زیرک گربه های کوچک هم نخواهد هراسید که نگاه بامزه گربه ها و شاخه عاشق انجیر و پرهای خسته او همه یکی است و نشانه ای برای ما که فراموشمان می شود! [لبخند]

pari

تا حالا شده بعضی وقتا احساس تنهایی شدید بکنید یا تا حالا شده ببینید کس به فکر شما نیست؟ ولی توی اعماق وجودتان وقتی ناامیدانه احساس پوچی مطلق میکنید ببینید که کسی هم هست کسی که پیوسته کنار شماست کسی که عاشقانه شما رو دوست دارد ؟ بله او خداست . او با توست او همیشه با نشانه ای میفهماند که هست .خواه در نگاه خسته یک گنجشک خواه در شلوغی مترو .گاهی در نگاه تند یک عابر ، گاه در نوازش مادر .فردی به خدا گفت خدایا قبل از اینکه زمان مرگ من فرا برسد به من خبر بده .سالها گذشت تا او مرد او پرسید خدایا چرا به من خبر ندادی گفت من خبر دادم تو ندیدی زمانی که برادرت مرد زمانی که دوستت مرد زمانی که همه می مردنن من گفتم که مرگ همیشه در راه است .