حال شما خوب است؟!

حال شما خوب است؟!

تو جشنواره فیلم فجر با یکی از همکاران قدیمی مطبوعاتی ام صحبت می کردم که می گفت:"یادته اون سالها(16،17 سال پیش) چقدر شاد بودیم و خنده هامون از ته دل.اما حالا انگار همه خنده ها مصنوعی شده." راست می گفت دقت که می کردم در همان سینمای برج میلاد می دیدم وقتی آدمها دور هم نشستند چقدر به ظاهر شاد و سرحالند اما وقتی همانها را تنها می دیدی به گوشه ای خیره شده و غرق تفکرات خود بودند.در خیابان،پارک، اداره و...هم همینطور است.انگار روح همه آدمها تار عنکبوت بسته عین خانه"خانم هاویشام" در فیلم"آرزوهای بزرگ".به قول سید علی صالحی:"حال همگی ما خوب است اما تو باور نکن" واقعاً چرا؟!

/ 34 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فهمیزی

دوست عزیزم سیروس.تمام مطالبی که در پاسخ به حرفهای دوستان دیگر آوردی آیات مختلف قرآن است که معنی آن براحتی ممکن نیست چون می گویند هر آیه 7 باطن و هرکدام 70 باطن دیگر دارد و...از طرفی نظرت درباره آیه"هیچ اکراهی در دین نیست" چیست؟ فکر می کنم اگر بجای قرآن با دلایل عقلی و منطقی بحث را ادامه دهی بسیار بهتر باشد

14- سلام فهميزي جان! با شروع اين بحث مي دانستم كه دير يازود پاي آيه «لااكراه في الدين» به ميان كشيده خواهد شد.آيه اي كه همواره محل بحث مفسران و قرآن پ‍ژوهان بوده است، اما قبل از اينكه در باره اين آيه صحبت كنيم نكاتي را به عرض مي رسانم. نوشته بودي تمام مطالبی که در پاسخ به حرفهای دوستان آورده ام آیات مختلف قرآن است که معنی آن براحتی ممکن نیست چون می گویند هر آیه 7 باطن و هرکدام 70 باطن دیگر دارد و خواسته بودي كه بجای قرآن با دلایل عقلی و منطقی بحث را ادامه دهم. راستش اين حرفها از تو كه يك مسلمان معتقد هستي بعيد است. اگر طرف حساب ما يك غير مسلمان معاند بود شايد لازم بود كه با غير قرآن حرفمان را ثابت كنيم . آيا واقعا فكر مي كني استدلال من مي تواند قوي تر از كلام خداوند باشد؟ معاذالله ! درثاني به فرض هم كه من به بهترين شيوه ممكن استدلال كنم، چه معيار و خط كشي وجود دارد كه نشان دهد استدلال من چقدر منطقي است؟ شايد تو بپذيري و نفر بغل دستي ات نپذيرد! در اينجا به اندازه تمام انسانهاي روي زمين معيار و خط كش وجود خواهد داشت. پس به نظرم اگر هر دوي ما به عنوان مسلمان، كلام خداوند را مبنا قرار دهيم مي توانيم بحث

فهمیزی

دوست عزیزم منظور من حتماً این نبود که استدلال تو از کلام خدا قویتر است .منظور من خیلی روشن و این بود که با توجه به قابل تفسیر بودن قرآن نمی توانی براحتی از آن برای ا ثبات حرفت استفاده کنی.بعد هم در کجای دین گفته شده استفاده از منطق و استدلال در مباحثه غلط است و در هر بحثی فقط و فقط بایدد از قرآن استفاده کرد و لا غیر؟!! امام باقر(ع) هم وقتی حتی با منکران خدا بحث می کردند از دلیل و منطق برای اقناع آنها استفاده می کرد چون منکر خدا قطعاً کتاب خدا را هم قبول ندارد

سيروس

15- بخشي از مطلب قبلي من به خاطر طولاني بودن درج نشده بود: ...پس به نظرم اگر هر دوي ما به عنوان مسلمان، كلام خداوند را مبنا قرار دهيم مي توانيم بحث را ادامه دهيم. خودت هم كه يك مسلمان معتقد هستي و هم قرآن را قبول داري و هم منطقي و عقلي بودن استدلالهاي آن را.بنابراين بهترين مبناي بحث، خود قرآن است. ثالثا آيا به دليل اينكه به قول شما هر آيه قرآن 7 باطن و 70 باطن دارد ، بايد قرآن را ببوسيم و كنار بگذاريم؟ يا اين كه قابل تفسير بودن برخي آيات بايد ما را از قرآن دور كند؟ فكر مي كنم بهترين كار اين باشد كه قرآن را با استفاده از معاني معتبر و مختلف بخوانيم و به تفاسير اهل فن و خبرگان اين حوزه هم رجوع كنيم و باطنهاي 70 گانه آن را هم براي وقتي بگذاريم كه توان و ظرفيتش را پيدا كرديم.

سيروس

16 - من نمي دانم چرا ما انسانها به راحتي تن به پذيرش قوانين و قواعد ساخته دست امثال خودمان مي دهيم ، اما دنبال هزار راه مي گرديم كه از زير بار پذيرش واجراي فرامين و قوانين الهي شانه خالي كنيم؟مثلا براي باز كردن يك حساب پس انداز ساده در بانك پاي 10 تا برگه را امضا مي كنيم و تعهد مي دهيم كه خارج از آنچه بانك ديكته مي كند عمل نكنيم، يا در مدرسه و دانشگاه و اداره و ...اما وقتي كار اجراي دستورات خالق خودمان مي رسد كه او را بي همتا و قادر و عالم ومصلح و حكيم و رئوف و رحمان و رحيم و ... مي دانيم ، مدام بهانه مي آوريم كه مثلا چرا بايد نماز بخوانم ؟چرا بايد نماز را عربي بخوانم؟خدا چه نيازي به نماز من دارد؟ من نمازم را نمي خوانم عوضش كارهاي بد هم نمي كنم و .... بعدش هم قرآن را يك عمر مي گذاريم بالاي طاقچه و فقط چهار تا كلمه اش را به دردمان مي خورد حفظ مي كنيم (لا اكراه في الدين) تا با استفاده از آن هر وقت دلمان خواست يك لگد بزنيم به اين مسلماني نصفه و نيمه مان و برويم مثلا مسيحي بشويم.

سيروس

17- هر كس هم حرفي زد همين چهار تا كلمه را بكوبيم توي سرش كه نا مسلمان! خود خداوند گفته در دين اجباري نيست. انگار حالا چه گلي به سر اسلام زده ايم كه مسيحيت و اديان ديگر حسرت مي خورند و منتظر قدوم ما هستند،اما در همان بانك يا مدرسه و دانشگاه موصوف، سرمان را پايين مي اندازيم و هر چه گفتند بدون چون و چرا قبول مي كنيم و مواظبيم كوچكترين حركت خلافي از ما سر نزند و هيچ وقت هم نمي گوييم : لا اكراه في الدرس و دانشگاه و قانون و .... واقعا ما مسلمانيم ؟واقعا تسليم خداوند شده ايم؟چرا در مدرسه و دانشگاه هر وقت دلمان خواست سر كلاس نمي رويم و هر جزوه و كتابي را كه دلمان خواست نمي خوانيم؟ شما اگر به مدرسه نرويد هيچكس جز والدين كه به دنبال خوشبختي شما هستند با زور و اجبار شما را به مدرسه نمي فرستند. براي دانشگاه رفتن هم كه تقريبا هيچ زور و اجباري نيست و معمولا به ميل خودتان مي رويد، اما وقتي رفتيد خود را موظف به پذيرش قوانين آنجا مي دانيد. اينها را گفتم تا در بخشهاي بعدي به اين نكته بپردازيم كه عدم اجبار و اكراه كه قرآن گفته، در حقيقت دين است(پذيرش آن) يا در صورت دين(اعمال ظاهري) يا در هردو؟

خادمی

با سلام به استاد خوبم فقط می خواستم به آقای سیروس بگویم که انسان بودن و گره از کار بندگان خدا باز کردن همان چیزی است که خداوند هدف همه ادیان قرار داده است ..همین است و بس.

سيروس

18- خدمت آقا يا خانم خادمي سلام! انسان بودن و گره از كار بندگان خدا باز كردن از اهداف اساسي اديان هست، اما همه آن نيست.در مطالب قبلي هم عرض كردم شرط خداوند اين است كه اول ايمان بياوري و بعد نيكوكار باشي. از طرفي همين وا‍ژه «انسان بودن» كه شما آورده ايد يعني چه؟ و چه تعريفي دارد؟ اگر منظورتان همان انسان كامل مورد نظر خداوند يكتاست ، اين انسان بايد اولا موحد و يكتاپرست باشد، ثانيا خداترس باشد و به دستورات او عمل كند كه نيكوكاري و باز كردن گره كار بندگان خدا هم بخشي از همين فرامين الهي است كه خداوند رحمان بسيار هم روي آن تاكيد فرموده، اما آن را به تنهايي كافي ندانسته است.ضمنا پذيرش دين ، گزينشي نيست، يعني اگر شما يك دين را اختيار كرديد، بايد همه قوانين و دستورات آن را هم بپذيريد. همان خدايي كه در قرآن بارها تاكيد بر نيكوكاري و خدمت به خلق مي كند ، در آيات بسياري هم امر به ايمان آوردن و نماز و روزه و جهاد و ... مي كند. من هرچه بيشتر مي نويسم مي بينم اكثر مطالب تكراري است و در بخشهاي قبلي آنها را به نوعي آورده ام. تصور مي كنم شما يا آنها را نخوانده ايد يا در پذيرش آن كه همه با استفاده از آيات قرآن بود، م

ثمین مامقانی

با سلام استاد عزیز ممنونم از اینکه به خاطر من به زحمت افتادین. اگر برای نمایشگاه کتاب اومدم تهران حتما هماهنگ می کنمکه ازتون بگیرمشون. [خداحافظ]