# داستانک

زیبایی

زیبایی "خب،گفتم که تو متروام دیگه،باشه،خیلی خب،بهت زنگ می زنم،نمی دونم..." تلفنش قطع نمی شد.تا حرفش تموم می شد دوباره زنگ می ... ادامه مطلب
/ 6 نظر / 20 بازدید