چرا

چرا؟

گاهی اوقات که آسمون دلت سرشار از تاریکیه و هیچ امیدی به حتی کوچکترین روزنه ای از نور نداری یه ستاره ای یهو پیداش میشه که آسمون دلتو دوباره روشن میکنه و روز بروزم.نورش بیشتر.میشه اما یه روزی میبینی یهو اون ستاره غیبش زده همونطور.که یهو بی.هیچ خبری آمده بود چرا؟ پرسشی که هیچگاه پاسخشو پیدا نمیکنی

/ 2 نظر / 43 بازدید
نازنین

من به یه چراغ موشیم راضیم ستاره که جایی خود داره ..واقعا موندم اگه سرطان درمان نداره اگه به ماه نمیشه رفت تگه مردم هنوز از مرض قند میمیرن اگه نمیشه به گذشته رفت و گندای که به زندگیت زدی و پاک کنی پس چرا میگن دنیا پیشرفت کرده و تکنولوژی زندگی ادمها رو عوض کرده جهنم که تلفن اختراع شد جهنم که تلویزیون اختراع شد به چه دردی میخورن این چیزا وقتی نتونی چیزی رو که میخوای عوض ش کنی درستش کنی

نازنین

??آب جوشی که سیب زمینی را نرم میکند همان آب جوشی است که تخم مرغ را سفت می کند. مهم نیست چه شرایطی پیرامون شماست. مهم این است درون خود چه داری...!!!! مردم موهای صافشان را فر می‌زنند و آنها كه موی فرفری دارند موی‌شان را صاف می‌كنند عده‌ای جلای وطن كرده به خارج می‌روند و آنها كه خارج هستند و نمی‌توانند بازگردند برای وطن دلشان لك زده و ترانه‌ها می‌سُرايند مجردها می‌خواهند ازدواج کنند متأهل‌ها می‌خواهند طلاق بگیرند عده‌ای با قرص و دارو از بارداری جلوگيری می‌كنند و عده‌ای ديگر با دارو و درمان به‌دنبال فرزنددار شــــدن هستند لاغرها آرزو ﺩﺍﺭﻧﺪ كمی چاق بشوند و چاق‌ها با مصرف قرص و دارو هر روز سعی در لاغر نمودن خود دارند و همواره حسرت لاغری را می‌كشند شاغلان از شغلشان می‌نالند بیکارها دنبال شغلند فقرا حسرت ثروتمندان را می‌خورند ثروتمندان از دغدغه‌ی نداشتن صفا و خون‌گرمیِ فقرا می‌نالند افراد مشهور از چشم مردم قایم می‌شوند مردم عادی می‌خواهند مشهور شوند سیاه‌پوستان دوست دارند سفیدپوست شوند سفیدپوستان خود را برنزه می‌کنند هیچ‌کس نمی‌داند تنها فرمول خوشحالی این است: "قدر داشته‌هایت را بدان و از آنها لذت ببر"