تولد غم

تولد غم

امروز وبلاگ من وارد دهمین سال فعالیت خود می شود در حالیکه اولین وبلاگ در کشور ما 16 شهریور 80 کار خود را آغاز کرد.اما نه این تولد و نه هیچ چیز دیگری در این روزها نشانی از شادی برای من ندارد.روزگاری برای آدمها از ایمان،مبارزه،امید و نور می گفتم اما حالا در آستانه آغازین سالهای دهه پنجم زندگی ام(که به قول روان شناسان زمان تول و بلوغ دوم در مردان است)همه چیز برایم طعمی از تلخی و حسی از پوچی دارد.

/ 19 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم حبيبي

زخمای آدم سرمایه ست سرمایه ست استاد سرمایه ات را با دیگران قسمت نکن داد نزن فریاد نکش همه چیز را به فال نیک بگیر و تنها بخند ______________________________________

سامیه

سلام استاد راهنمایی میخواستم من رشته ارتباطات خواندم حالا برای ارشد مخواستم رشته تغیر بدم گیر کردم اصلا به درد ارتباطات یا روزنامه نگاری نمی خورم یک اشتباهی کردم این رشته ادامه دادم لطفا راهنمایی کنید

مريم حبيبي

نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی... *به حباب نگران لب یک رود قسم،* و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند... لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

اناهیتا

سلام وبلاگتون رو خوندم اگه دوست داشتید میتونید تو چت روم منم وبتون رو تبلیغ کنید

گل گندم

این وبلاگ تا "تولد شادی " تحریم خواهد .......

هانیه مستانه

سلام چطوری خوبی منم حسی مشابه شما داشتم می گفتم 26 سال از زندگیم گذشت چی شد هیچی نفهمیدم ولی باغم خوردن که چیزی درست نمی شه من خودمو اینجوری راضی کردم که این همه سال گذشت من لیسانس گرفتم راستی جناب فهمیزی شما اشنایی تو یکی از مدارس غیرانتفاعی ندارید که بتونه ژارتی من برای اونجا رفتن باشه ممنون میشم اگه لطف کنید وکمکم کنید

هانیه مستانه

سلام خوبی یک ماه که دنبال کارم ولی کارنیست اگه جای مطمئن وپاکی کار سراغ داری لطفا بهم بگو با تشکر چشم انتظارم اگه هم نداشتی بیا بگو ندارم

سولماز

شاید من که با آغاز ورود به دهه سوم زندگیم مزه مرگ رو چشیدم منی که یک سال با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم کردم حال و هوای شما را بفهمم. همه می گفتن بعد از این موضوع تو دوباره متولد شدی اما برای من هیچ آغاز خوبی نبود و دلم بیشتر از قبل (اون موقعه) می خواست می مردم. اما چه می شود کرد زندگی جبری است که بر همه ما آدمیان حکمرانی می کنه. چه شاد باشی چه افسرده چه دلتنگ باشی چه راضی باید ادامه داد...

رعنا

شما در ابتدای دهه پنجم و من و دوستانم در انتهای دهه سوم زندگیمان به این احساس رسیدیم پس شما زندگی زیباتری از زندگی من را تجربه کرده اید